زمزمه
Wednesday, 3 June 2026
از لابلای سکوت
Sunday, 31 May 2026
سراب ( ترانه )
در سر من چه می دَوَد
هر نفسم رفته به خواب
در سر من چه می دَوَد
هر نفسم رفته به خواب
Saturday, 30 May 2026
سزاب
Thursday, 28 May 2026
دەبێ بنووسین
Monday, 25 May 2026
هوای باران ( ترانه )
هوایِ باران
امشب دلِ من هوایِ باران دارد
چشمانِ تَری یادِ بهاران دارد
ابری که شد و نبود بارانش باغ
این بیسر و پا سر به بیابان دارد
زین حالِ خراب و خاکِ درخواب، دریغ
در سینه هزار ناله پنهان دارد
گر شهر کنون خسته و خاموش شدهست
بر هر گذرش نشانِ یاران دارد
با جان بنشین و از منِ خسته مپرس
کو آن قدحی که رنگِ مستان دارد
چون این دلِ من نقشِ تو میسازد باز
با هر قدمی شوق دوچندان دارد
در هر سخنت دردِ نهانی جاریست
این قصه هنوز آینهگردان دارد
هدهدصفتی سویِ سلیمان میگشت
چشمی به ره و حالِ پریشان دارد
در جامه ی شب زمزمهای پیدا بود
این بغضِ کهن آتشِ طوفان دارد
از قرعهی فالت چه عیان میشد خواند
کاین قصهی تلخ رو به پایان دارد
ارسلان - ویسبادن
بیست و پنجم می 2026
Wednesday, 20 May 2026
باید سخن گفت ( ترانه )
باید سخن گفت باید سرود از حسِ سبزِ زمین صدای جاریِ آب از ریزشِ باران لالاییِ مَهتاب از شوری که درسینه میتَپید و جوانه ای که از هر کنارِ باغ سَرَک میکشید باید سخن گفت باید سرود از دردِ خاموش جانِ بیدار از ردِّ تازیانه بر پیکرِ روزگار از زخمِ بی امانِ شب رَعشه ی بی اختیار از بوی سوختنِ پوست دودِ غلیظِ سیگار باید سخن گفت باید سرود از مرگِ برگ هَیاهویِ باد از کوچ رود تشنگیِ خاک از تنهاییِ خزر رنگِ گلگونِ کارون از آب هایِ آبیِ فارس مرگِ آرامِ هامون باید سخن گفت باید سرود باید سخن گفت باید سرود