زمزمه
Thursday, 22 October 2026
آنسویِ نبودنت
Sunday, 18 October 2026
آخرین درخت بخش سوم
از جنگ بیزارم؛
از دستانی که
فاصلهٔ دو انسان را
با بردِ موشک میسنجند،
از بیرقی
بر استخوانِ کودکان،
و بانگِ پیروزی
با دهانِ بستهٔ مادران.
ترسی در جانم مینشیند
وقتی میتوان
به انفجار
آسان عادت کرد
و گریهٔ یک برگ را
دشوار شنید.
هر شب
کابوسِ تنهایی را
در آسمانِ بیپرنده
خواب میبینم؛
با مشتی نشا در دست
زیر بارانِ گلوله.
اگر روزی
آخرین درخت را کشتند
برگبرگِ شعرم را
کنار ریشههایش دفن کنید؛
شاید
کلمات
در تاریکیِ خاک
راهِ سبز شدن را
به یاد بیاورند
و جهان
برای لحظهای
بهجای زوزهٔ شلیک
صدای شکستنِ
پوستهٔ یک دانه را
بشنود.
ارسلان ـ ویسبادن
شانزدهم اکتبر ۲۰۲۶
آخرین درخت بخش دوم
آخرین درخت بخش اول
تنهاییام را
امشب
روی بند رخت
آویختهام.
در شهری
که رنگ آسمانش
در عزای پرندگان
سربی است.
باد
با دهانی پُر از ساچمه
از کوچهها میگذرد
و پنجرهها
از هراسِ فردا
چشم به دیوار دوختهاند.
در زیرزمینهای جهان
نفرت میتراشند
و از تراشههایش
برای کودکان
بازیِ رایانهای میسازند.
در اتاقی زندگی میکنیم
با تصویرِ فصول
بر چهار دیوار.
بهار
با گلولهای در گلوی شکوفه
تابستان
با انفجار و آتش
در چشمانِ خورشید
پاییز
با برگی
ناتوان از فروریختن
و زمستان
با برفی
که بر تنِ مردگان
آب نمیشود.
امشب
دلتنگیام را
بر آسمانِ شهری
پهن میکنم
که طناب
در کوچههایش
پسوندِ آویزان را
یدک میکشد.
ارسلان ـ ویسبادن
شانزدهم اکتبر ۲۰۲۶
Thursday, 15 October 2026
در قتامت غربت
.سر برگردانیم
ارسلان-ویسبادن
پانزدهم اکتبر 2026
Friday, 9 October 2026
آن سوی پاییز ( بخش دوم )
۲
شب،
صفحه خبرها را میبندم،
عینک را کنار میگذارم،
و دستت را میفشارم.
دستهای ما
غریبه ترین
آشنای یکدیگرند.
پشت پنجره
نمِ پاییز
در جان و تن
میخزد.
چراغهای شهر
یکبهیک خاموش میشوند،
با نوک انگشت
دایرهای کوچک
روی بخارشیشه
میکشی؛
در آسمانِ نگاهت
شاید
جایی هنوز
آبی است.
آن سوی پاییز ( بخش اول )
۱