Wednesday, 29 July 2026
هایکوی ایرانی 17 کردستان بخش سوم: شهر
Friday, 24 July 2026
هایکوهای ایرانی14 . شمال (بخش چهار: از جنگل تا خیابان )
۳۵
۳۶
۳۷
۳۸
۳۹
۴۰
۴۱
۴۲
۴۳
۴۴
۴۵
هایکوهای ایرانی 13. شمال ( بخش سه: از نارنج تا باران )
۲۸
۲۹
۳۰
۳۱
۳۲
۳۳
۳۴
هایکوهای ایرانی12. شمال ( بخش دو: از بازار تا خانه )
۱۳
۱۴
۱۵
۱۶
۱۷
۱۸
۱۹
۲۰
۲۱
۲۲
۲۳
۲۴
۲۵
۲۶
۲۷
Wednesday, 22 July 2026
هایکو 10 روایتِ دوم: خانه
ارسلان-ویسبادن
Tuesday, 21 July 2026
هایکو 9 روایت اول
Saturday, 18 July 2026
هایکو ایرانی 8 بخش دوم: رَدِّ آتش
۱
اِنفِجار
توپِ فوتبال
کِنارِ آوار
۲
صُبح
دیوارِ مَدرَسه
پُر اَز تَرکِش
۳
سَقفِ ویران
عَروسَکِ بیچِشم
رو بِه آسمان
۴
پیراهَنِ سوراخ
بَر بَندِ حَیاط
قابِ عَکس
۵
تاوَلِ پا
دَر مُشتِ کودک
هَستِهٔ خُرما
۶
سوتِ طَیّاره
لِنج دَر گِل
جاشو بَر آب
۷
زَمینِ داغ
نَخلِ بیسَر
سایِه تا جادّه
۸
چاهِ خُشک
چَفیّهٔ پارِه
گودالِ تازِه
۹
قایق کُهنه
طَنابِ پوسیده
شَط دَر آتَش
۱۰
کَهورِ سوختِه
شِکاف
لانِهٔ گُنجِشک
اَرسَلان ـ ویسبادن
هجدهم جولای ۲۰۲۶
۱
اِنفِجار
توپِ فوتبال
کِنارِ آوار
۲
صُبح
دیوارِ مَدرَسه
پُر اَز تَرکِش
۳
سَقفِ ویران
عَروسَکِ بیچِشم
رو بِه آسمان
۴
پیراهَنِ سوراخ
بَر بَندِ حَیاط
قابِ عَکس
۵
تاوَلِ پا
دَر مُشتِ کودک
هَستِهٔ خُرما
۶
سوتِ طَیّاره
لِنج دَر گِل
جاشو بَر آب
۷
زَمینِ داغ
نَخلِ بیسَر
سایِه تا جادّه
۸
چاهِ خُشک
چَفیّهٔ پارِه
گودالِ تازِه
۹
قایق کُهنه
طَنابِ پوسیده
شَط دَر آتَش
۱۰
کَهورِ سوختِه
شِکاف
لانِهٔ گُنجِشک
اَرسَلان ـ ویسبادن
هجدهم جولای ۲۰۲۶
هایکو ایرانی 7 بخش اوّل: آب و خاک
۱
شَرجیِ شَب
بوریایِ پارِه
سَنج و دَمّام
۲
مَدِّ دَریا
دَستانِ جاشو
تورِ تَهی
۳
جَزر
تِکّههایِ پارو
جایِ خالیِ کَرجی
۴
دودِ غَلیظ
هور
پُر اَز بالِ حَواصیل
۵
نیزارِ زَرد
پَنجِهٔ قورباغه
هَرَمِ بیابان
۶
غُروبِ سُرخ
کُنارِ خُشک
قار، قار
۷
اَوّلین باران
ناودانِ شِکَسته
دَبّهٔ پلاستیکی
۸
قَبضِ بَرق
کِنارِ اِستِکان
قَندانِ خالی
۹
حَصیرِ کُهنه
خوابِ کودک
وِزوِزِ مَگَس
۱۰
خوشهٔ خارَک
رَدِّ تَرکِش
صَفِّ مورچِهها
اَرسَلان ـ ویسبادن
هفدهم جولای ۲۰۲۶
Wednesday, 24 June 2026
«سراپردهٔ باد»
چون دلنگرانِ غمِ هر روزِ جهانم، به که گویم
گر جانِ هزاران بستانند و بمانم، به که گویم
بارانِ ستم بر سرِ این دشت فرو ریخت
زخمی که بهجا ماند و به مرهم ننشانم، به که گویم
در شهرِ من و تو همه کس چشم به راه اند
کو راه و نشانی که از این شب برهانم، به که گویم
از سفرهٔ خالی که سرت زیر فکندهست
شرمنده، به چشمت نگهی گر نتوانم، به که گویم
ابر از سرِ این خانه گذر کرد و نبارید
این تشنگیِ خاک به یک جرعه نخوانم، به که گویم
دل را اگر از خویش رها کردهای، هیهات
دلدارِ چنان را به کمندی نرسانم، به که گویم
این کومه سراپردهٔ باد است و غباری
ناخوانده دو روزی میهمانم، به که گویم
کاین برگِ جدا مانده ز آغوشِ درختان
آوارهٔ سودایِ خزانم، به که گویم
تردید مکن باغ به سامان شود اما
جان بیسروسامان شد وتدبیر ندانم، به که گویم
ارسلان - ویسبادن
2026 بیست و چهارم ژوئن
Saturday, 30 May 2026
سزاب
Monday, 25 May 2026
هوایِ باران
امشب دلِ من هوایِ باران دارد
چشمانِ تَری یادِ بهاران دارد
ابری که شد و نبود بارانش باغ
این بیسر و پا سر به بیابان دارد
زین حالِ خراب و خاکِ درخواب، دریغ
در سینه هزار ناله پنهان دارد
گر شهر کنون خسته و خاموش شدهست
بر هر گذرش نشانِ یاران دارد
با جان بنشین و از منِ خسته مپرس
کو آن قدحی که رنگِ مستان دارد
چون این دلِ من نقشِ تو میسازد باز
با هر قدمی شوق دوچندان دارد
در هر سخنت دردِ نهانی جاریست
این قصه هنوز آینهگردان دارد
هدهدصفتی سویِ سلیمان میگشت
چشمی به ره و حالِ پریشان دارد
در جامه ی شب زمزمهای پیدا بود
این بغضِ کهن آتشِ طوفان دارد
از قرعهی فالت چه عیان میشد خواند
کاین قصهی تلخ رو به پایان دارد
ارسلان - ویسبادن
بیست و پنجم می 2026
Thursday, 14 May 2026
سوگ خاک
ارسلان - ویسبادن
چهاردهم می 2026
Wednesday, 13 May 2026
حسرت 6 ( دلا صبری روا دارم )
دلا صبری روا دارم . کزین دردانه تاب آرم
به خصمی چون گرفتارم . گنه ناکرده بر دارم
هزاران زخمه بر سازم . بزن ای همدمِ رازم
که با زخمت چو می سازم . چه باک از سوزبسیارم
خموشی مونسِ جان شد . دلی از درد نالان شد
زبان از شکوه پنهان شد . به مهرش سر چو بسپارم
رها از بند می باید . گّرّم بندی نیفزاید
ز چشمِ شوخِ او شاید . رهایی نیست در کارم
بخوان جانا تو از جانم . کزین جانان که نالانم
همه درد است و درمانم . زنازش نیست زنهارم
ارسلان- تهران
بیست و پنجم دی ماه 1382
Wednesday, 6 May 2026
بیداریِ جوانه
—
—
—
—
—
—
—
—
—
—
—
—
—
—
Thursday, 30 April 2026
جوانهای به عاریت
جوانهای به عاریت
Thursday, 23 April 2026
در آغوش پنجره
- 1
- نسیم
- …از تو سرود
- ماه
- ،خیره ماند
- .چیزی نگفت
- درختی تا صبح
- از انتظار
- .شنفت
- یادت
- با واژگانِ باران
- ...بر بام بارید
- سکوتِ کوچه را
- سنگفرش هم
- . شنید
- 3
- برگ سالخورده
- بر حیاطِ خیس
- ...غلتید
- دلِ غمگین
- بیرحم
- ...به خود پیچید
- صبح
- اما
- از پشتِ در
- .دیر رسید
- 4
- خاطرهی نمناکِ نگاهت
- .بر دیوار خزید
- خشخشِ کفشهایت
- .در باد پیچید
- شب
- .آرام گریخت
- 5
- طوفان
- ردِّ قدمهایت را
- …ربود
- دیوارِ کوچه
- .گریست
- 6
- آغوشِ بازِ پنجره
- بویِ دستانِ بهار را
- .نفس کشید
- 7
- از سرمستیِ رسیدنت
- …در عریانیِ خزان
- خونِ جوانه
- در بیبرگیِ زندگی
- .جوشید
