Wednesday, 17 June 2026

سه گانه باران





I

نسیم

از زمزمه‌ی

دخترکِ زمین

برخاست


لحظه ای بی قرار

میانِ بیداری و خواب

با طعمِ گس کوهستان

 

 سکوتِ رود را

شکست


بر بالِ باد

سینهٔ مه را

شکافت و

ترانهٔ جنگل را

در گوشِ برگ

خواند


پیشانیِ افق

از تبِ گلگونِ دشت

جوانه زد


روز بیدار گشت


II


 ساعت

پا بر زمین کوبید


بالِ تیزِ پرستو

ردِّ پرواز را

بر سقفِ آسمان

به یادگار کشید


پرنده ای مهاجر

 از پیچ راه 

رسید


هوس کوچ

در خاطرِ خسته ی خاک

فرو نشست 


باد هنوز

نشانی را

از جای پایِ رهگذری

می‌پرسید


روز

در دامانِ شب

آرام لغزید


III

ساعت ایستاد

زمان بی‌صدا

از کنارِ عقربه

به پیش خزید


آخرین ستارهٔ شب

در پشتِ سحر

غروب کرد


رود

سراغِ دریا را

پرسید


باد

در بن‌بستِ راه

لباسِ طوفان پوشید


شاخه‌ای خشک

جای خالیِ پرنده را

گرم نگه داشت


با زمزمهٔ باران

چشمه‌ای در خاک

لب گشود


دختر زمین

دل سیر

رقصید


ارسلان- ویسبادن

شانزدهم ژوین 2026

No comments: