در کعبه اگر مست درآیی همه مستند
هر قوم به هر رنگ و زبان بادهپرستند
در بتکده هشیار نشستند خلایق
گو خوابِ بتان را به کلامی نشکستند
در شهر اگر شهره شوی از می و مطرب
سجادهنشینان به نهان جام به دستند
آرامِ جهان را نپسندند حریفان
از بندِ غم و محنتِ دوران چو برستند
آن سنگِ سیاهی که شود محرمِ هر راز
اسرارِ نهان بود که از صومعه جستند
با کس ز سراپردهٔ عشاق مکن فاش
زان بختِ سیاه است که بر خاک نشستند
بر منبر و محراب ز مهری اثری نیست
از وعظِ چنان بود که میخانه ببستند
با کعبه و مسجد نشود راه به ساحل
چون رشتهٔ دل از می و پیمانه گسستند
گر تلخیِ این جام به کامت نشود رام
گو باده سلامت، همگان مستِ الستند
ارسلان ـ ویسبادن
نوزدهم ژوئن ۲۰۲۶
No comments:
Post a Comment