شعری باید نوشت
—برای صبوریِ اهلِ خانه
خاکی که در دلِ غربت
رهوارِ خیال را
تا سالیانِ دور میراند
کلامت
دانههای آتشینِ شقایق را
در ویرانهی جان
میافشاند
و نامت
شب را
هر بار
.به هزیمت میکشاند
شعری باید نوشت
برای اندوهِ بیامانی که
از کوچههای خاموش
میگوید
از گلبوتهای که
در کویر
با خیالِ باران
میروید
مادری که
پیراهنِ پاره را
هر روز
میبوید
و پرندهای که
از کنارِ قفس
آبیِ بیسقفِ آسمان را
.میجوید
برای دلِ تو
برای دلتنگیِ من
برای کوتاهیِ سخن
ارسلان — ویسبادن
هیجدهم سپتامبر 2026
No comments:
Post a Comment