راهِ فردوس را
از جیبِ سربازی بیرون کشیدم
کنارِ چند فشنگ
و عکسِ زنی
که پشتش نوشته بود:
برگرد
خاک را که تکاندم
چیزی در من
فرو ریخت
تمثالِ صلح
بر صدرِ میزِ بلندی
با دهانی پُر
لم داده بود
و کودکی
در گوشهی اتاق
موجِ انفجار را
از گوشهایش
بیرون میآورد
واژهها
از فرهنگِ لغات
کوچ میکردند
و نامهای بینشان
تنها با فشارِ یک دکمه
به قاعدهی ابجد
از حروف
خالی میشدند
میانِ اعداد
آسمان نمیگنجید
نه زوج
.ونه فرد
ارسلان-ویسبادن
بیست و هشتم سپتامبر 2026
No comments:
Post a Comment