Thursday, 1 October 2026

وقتی کسی نماند







صبح

از پشتِ شاخه‌های سوخته
بالا می‌آمد
و باد
خاکسترِ شب را
در کوچه
پرواز می‌داد.


در حوضِ حیاط
آسمان سربی بود؛
ماهیِ سرخ
خود را
به سنگِ پاشوره
می‌کوبید.


و چهره‌های آشنا
در عکسِ خیس
محو می‌شدند.


تیک‌تاکِ ساعت
هنوز
بر لاشه‌ی دیوار
ضربه می‌زد.


از شکافِ سقف
باران می‌چکید
و ماه
در کفِ اتاق

آب می‌نوشید.


 پشتِ پلکِ خانه
خوابی
بی‌آن‌که کسی بخوابد
ادامه داشت.


ارسلان- ویسبادن
اول اکتبر 2026

No comments: