Thursday, 22 October 2026

آن‌سویِ نبودنت










در من ته‌مانده‌ی کاشانه‌ای‌ست
که تهی شدن را
.آزموده است

تو آن‌سویِ جهانی
و من
،در این‌سویِ نبودنت

چنانت گرم می‌خوانم
که برف
بر شانه‌ی کوه
زمستان را
.از یاد ببرد

چه کسی گفته است
فاصله را با قدم می‌شمارند؟

فاصله
همین جای خالیِ انگشتانِ توست
،در میانِ دستانِ من
و زمهریری
که از پسِ هزار تموز
هنوز
در بُنِ استخوان
.رسوب می‌کند

کاش می‌شد
جغرافیا را
از حافظه‌ی زمین پاک کرد
تا هیچ مرزی
میانِ لبانِ تو
و بوسه‌ی من
.نماند

،ای نبضِ زنانه‌ی زمین
شتابی کن
تا حسرت را
از شانه‌هایم فرو بریزم؛
چنان تنگ
در آغوش بفشارمت
که زمان
در فاصله‌ی دو نفس
.راهِ خود را گم کند

روزی که بیایی
در را باز می‌گذارم
تا حتی
تصورِ دوری
.کوچ کند

و سکوت
.زبانِ شعرِ مشترکِ ما باشد


ارسلان-.ویسبادن
بیست و یکم آکتبر 2026

No comments: