۲
شب،
صفحه خبرها را میبندم،
عینک را کنار میگذارم،
و دستت را میفشارم.
دستهای ما
غریبه ترین
آشنای یکدیگرند.
پشت پنجره
نمِ پاییز
در جان و تن
میخزد.
چراغهای شهر
یکبهیک خاموش میشوند،
با نوک انگشت
دایرهای کوچک
روی بخارشیشه
میکشی؛
در آسمانِ نگاهت
شاید
جایی هنوز
آبی است.
ارسلان-ویسبادن
هشتم اکتبر 2026
No comments:
Post a Comment