بیآنکه
از خواب برخیزی
ردی
در خاک
جنبید
—
شب
سکوتی
جابهجا شد
—
پیش از سحر
ریشه
در دلِ زمین
خمیازه کشید
—
نهال
از خاک
سر برآورد
—
جوانه
در صبح
چشم گشود
—
ساقهی عریان
رو به نور
سر کشید
و در باد
ایستاد
—
میانِ دو برگ
شبنمی
نشست
—
برگدربرگ
بیصدا
شکفت
و تنِ برهنهی درخت
پوشیده گشت
—
خاک
زیرِ سایهی درخت
خوابید
—
پرنده
لانه کرد
شاخه
از شوق
لرزید
—
ابر
سایه انداخت
باد
تند وزید
—
رنگِ زرد
بر برگ
نشست
بر زمین
فرو افتاد
—
شاخه
عریان
ماند
—
خاک
زیرِ فرشِ خزان
پوشیده شد
—
در دلِ خاک
جوانهای
دوباره
برخاست
ارسلان — ویسبادن
۳۰ آوریل ۲۰۲۶
No comments:
Post a Comment