چراغها
،روشن میمانند
هراس
،پلک هم نمیزند
شهر
.به خواب فرو میرود
پیکری
بینفس
کنار جوب
.رها شده است
کوچه
فریاد را
میبلعد
تا تنها
نامی بینشان را
زیر لب
.زمزمه کند
لابهلای سنگفرش
جانی
خاموش
باز
.قد میکشد
ارسلان – ویسبادن
دوم مارس ۲۰۲۶
No comments:
Post a Comment