دلت آبیِ دریایی است طوفانِ قصههایم را در بسترِ آرامِ نگاهت رام میسازد دلت آبیِ دریایی است طوفانِ قصههایم را در بسترِ آرامِ نگاهت رام میسازد دلت انبوهِ رازآلودهی جنگل است تنپوشِ سبزِ زندگی را بر غرورِ عریانِ کوه میپوشاند دلت آبیِ دریایی است طوفانِ قصههایم را در بسترِ آرامِ نگاهت رام میسازد دل من اما هواییِ بهار است چشم انتظارِ دستانی که بویِ گیاهِ تازه دارد دلِ من اما رویایی است در ناکجائی میانِ جنگل و دریا خوابِ نمناکِ خیالی را میبیند که هر شب لابلایِ تشنگیِ قصههایم آرام مینشیند دلت آبیِ دریایی است طوفانِ قصههایم را در بسترِ آرامِ نگاهت رام میسازد
No comments:
Post a Comment